الفيض الكاشاني

672

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

( 211 ) حق « 1 » اين جهان بىبقا هيچست هيچ * هر چه مىگردد فنا هيچست هيچ گر جهان را سر بسر بگرفته‌اى * چون نمىماند به‌جا هيچست هيچ شد مرا يك نكته از غيب آشكار * در دو عالم جز خدا هيچست هيچ گرنه سر در راه عشق او رود * آن سر كمتر ز پا هيچست هيچ گرنه صرف خدمت و طاعت شود * حاصل اين عمرها هيچست هيچ گر نسوزد جان و دل در عشق او * در تن اين افسرده‌ها هيچست هيچ دل به عشق گلرخان اى جان مده * مهر يار بىوفا هيچست هيچ صحبت بيگانگان بيگانگيست * جز نديم آشنا هيچست هيچ گر سخن گويى دگر از حق بگو * فيض جز حرف خدا هيچست هيچ ( 212 ) حق « 2 » من و ياد خدا دگر همه هيچ * بندگى و فنا دگر همه هيچ شمع بيگانه پرتوى ندهد * من و آن آشنا دگر همه هيچ صمدم بس بود دگر همه پوچ * صحبت با خدا دگر همه هيچ دل پردرد و شاهد غيبى * عشق مردآزما دگر همه هيچ روى دل سوى قبلهء رويش « 3 » * مست جام لقا دگر همه هيچ بادهء مصطفاى حق چو رسد * از كف مرتضى دگر همه هيچ به مناجاتش از شبى گذرد * بس بود آن مرا دگر همه هيچ در دل شب چو شمع گريه و سوز * طاعت بىريا دگر همه هيچ

--> ( 1 ) - عنوان از اصلى و بىتفاوت در همهء نسخه‌ها . ( 2 ) - عنوان از اصلى . ( 3 ) - چ پ : قبلهء درويش .